♥-♥-♥ عاشق خدا ♥-♥-♥

♥-♥-♥ عاشق خدا ♥-♥-♥
✿.. هرکس خداوند را بندگی کند خداوند همه چیز را بنده ی او میکند..✿ 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
[ یکشنبه دوازدهم مرداد 1393 ] [ 18:53 ] [ سید سجاد هاشمی ]

[ جمعه سیزدهم تیر 1393 ] [ 1:39 ] [ سید سجاد هاشمی ]



مورچه ای در حال هل دادن قطره ای آب
هیچ فلسفه ای هم در کار نیست جز
زیــبــایی خـــــلـقـــت!

[ جمعه ششم تیر 1393 ] [ 18:58 ] [ سید سجاد هاشمی ]



بيائيد اعتماد کنيم قطعا زيان نمي بينيم
آتشي نمى سوزاند ابراهيم را
و دريايى غرق نمي کند موسى را
کودکي، مادرش او را به دست موجهاى نيل مي سپارد
تا برسد به خانه ي فرعونِ تشنه به خونَش
ديگري را برادرانش به چاه مى اندازند
سر از خانه ي عزيز مصر درمي آورد
مکر زليخا زندانيش مي کند
اما عاقبت بر تخت ملک مي نشيند

از اين قِصَص قرآنى هنوز هم نياموختي ؟!که اگر همه ي عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشندو خدا نخواهد نمي تواننداو يگانه تکيه گاه من و توست !پس به تدبيرش اعتماد کن
به حکمتش دل بسپار
به او توکل کن

[ جمعه ششم تیر 1393 ] [ 18:57 ] [ سید سجاد هاشمی ]
خدایا .. من همانی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت می شوم همانی که وقتی دلش می گیرد و بغضش می ترکد، می آید سراغت من همانی ام که همیشه دعاهای عجیب و غریب می کند و چشم هایش را می بندد و می گوید من این حرف ها سرم نمی شود. باید دعایم را مستجاب کنی
همانی که گاهی لج می کند و گاهی خودش را برایت لوس می کند همانی که نمازهایش یکی در میان قضا می شود و کلی روزه          نگرفته دارد همانی که بعضی وقت ها پشت سر مردم حرف می زند گاهی بد جنس می شود البته گاهی هم خود خواه حالا یادت آمد من کی هستم...
خدایا می خواهم آنگونه زنده ام نگاه داری که نشکند دلی از زنده بودنم و آنگونه مرا بمیرانی که کسی به وجد نیاید از نبودنم
[ جمعه ششم تیر 1393 ] [ 10:20 ] [ سید سجاد هاشمی ]

[ جمعه ششم تیر 1393 ] [ 10:16 ] [ سید سجاد هاشمی ]

🌱🌱🌱🌱


مادر سلام ، 

آمده ام "عید دیدنی"

فصل بهار 

با تو شد ای یاس ، دیدنی 


عیدی بده ! 

یتیم و فقیر و اسیر را 

نان نه ! نمک نه ! 

خاطره هایی شنیدنی 


تو آن زلال زمزم عشقی 

که تا ابد 

هستی برای حضرت دریا 

چشیدنی 


با محسن و حسین و حسن 

با دو دخترت

هجده بهار زندگی ات 

شد رسیدنی 


مادر اجازه هست 

کمی دردِدل کنم 

ای گل 

شنیده ام که مهیای چیدنی !


بانوی آب 

از پدر خاک رو مگیر 

ای نوجوان که 

رو به زوال و خمیدنی 


زخم شکسته ی تو 

اگر درد می کند 

دردش زیاد می شود 

از هر وزیدنی


با پهلوی شکسته و 

با داغ محسنت 

روزی شنیده ام که 

تو گرم دویدنی 


باور نمی کنم 

ولی انگار می روی   

این لحظه ها 

که عاشق روز پریدنی 


قدر تو را 

مدینه ندانست و می پری  

با آنکه تو 

بهانه ی هر آفریدنی

 

یک صبح 

روز عید 

کنار مزار تو ...


مادر سلام 

آمده ام «عید دیدنی»


🌱🌱🌱🌱

[ چهارشنبه سیزدهم فروردین 1393 ] [ 14:32 ] [ سید سجاد هاشمی ]

افسران - دست بر روی سینه هر بار از سمت باب الجواد می آیم...

با حضورت ستاره ها گفتند
نور در خانه ی امام رضاست

کهکشان ها شبیه تسبیحی
دستِ دُردانه ی امام رضاست

مثل باران همیشه دستانت
رزق و روزی برای مردم داشت

برکت در مدینه بود از بس
چهره ات رنگ و بوی گندم داشت

زیر پایت همیشه جاری بود
موج در موج دشتی از دریا

به خدا با خداتر از موسی
بی عصا می گذشتی از دریا

با خداوند هم کلام شدی
علت بُهت خاص و عام شدی

«کودکی هایتان بزرگی بود»
در همان کودکی امام شدی

رزق و روزی شعر دست شماست
تا نفس هست زیر دِیْن توایم

تا جهان هست و تا نفس باقی است
ما فقط محو کاظمین توایم

من به لطف نگاهت ای باران
سوی مشهد زیاد می آیم

دست بر روی سینه هر بار از
سمت باب الجواد می آیم

[ سه شنبه سیزدهم اسفند 1392 ] [ 0:45 ] [ سید سجاد هاشمی ]

دلم برات تنگ شده پدر بزرگ مهربون که راه زندگی کردن در مکتب اهلبیت رو به ما یاد دادی اصلا باورم نمی شه که 1 سال بی تو گذشت

    روحش شاد و یادش گرامی

[ پنجشنبه هفدهم بهمن 1392 ] [ 1:2 ] [ سید سجاد هاشمی ]

 

صدای باران زیباترین ترانه خداست که طنینش زندگی را برای ما

تکرار می کند؛ نکند فقط به گل آلودگی کفشهایمان بیندیشیم!؟

[ سه شنبه یکم بهمن 1392 ] [ 0:57 ] [ سید سجاد هاشمی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

مهر دل ما مدام تقدیم شما
عمری که شود به کام تقدیم شما
پیدا نشد آن هدیه که در شأن شماست
یک باغ گل سلام تقدیم شما...
سلام وخيرم مقدم مي گم به همه عزيزان وگل هاي روي زمين خدا كه با دل هاي مهربونشون وبا دستاي سرشار از اميدشون از وبلاگ اين بنده ي حقير ديدن مي كنن ونظر مي دن من هر چي دارم از بركت ورحمت بي كرانه حضرت حق هست .......... ...........سيد سجاد هاشمي بنده ي حقير خدا نوسنده و عاشق خدا✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿ چنانچه در مورد وبلاگ عاشق خدا انتقاد ویا پیشنهادی دارید به شماره ی 50002010090405 پیامک ارسال کنید

سالها پیش از این
زیر یک سنگ گوشه ای از زمین
من فقط یک کمی خاک بودم همین
یک کمی خاک که دعایش
پر زدن آن سوی پرده آسمان بود
آرزویش همیشه
دیدن آخرین قله ی کهکشان بود
خاک هر شب دعا کرد
از ته دل خدا را صدا کرد
یک شب آخر دعایش اثر کرد
یک فرشته تمام زمین را خبر کرد
و خدا تکه ای خاک برداشت
آسمان را درآن کاشت
خاک را
توی دست خود ورز داد
روح خود را به او قرض داد
خاک توی دست خدا نور شد
پر گرفت از زمین دور شد
راستی
من همان خاک خوشبخت
من همان نور هستم
پس چرا گاهی اوقات
این همه از خدا دور هستم
امکانات وب

کد موزیک الما

کد های زیباسازی
گالری عکس های زیبا
قالب وبلاگ
کد همین آهنگ
حدیث موضوعی

امارگیر حرفه ای سایت